رفتن به بالا

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
  • الإثنين ۸ ربيع ثاني ۱۴۴۸
  • 2026 Monday 21 September
  • تبلیغات3
  • دوشنبه 30 شهریور 1405 - دوشنبه 21 سپتامبر 2026 - 11:41
  • کد خبر : 18285
  • مشاهده : 13 بازدید
  • اخبار » پیشخوان
  • چاپ خبر : اگر نمی‌توانی راه بروی، سینه‌خیز برو؛ فقط برو
«محمدناصر مطهری» بدنساز ویلچرنشین و دارنده ۵ مدال طلای استانی و کشوری:

اگر نمی‌توانی راه بروی، سینه‌خیز برو؛ فقط برو

علی اکبرزاده/یزدان کرمان

تصادف سال ۱۳۹۸ برای محمدناصر مطهری می‌توانست پایان همه رؤیاهایش باشد؛ چهار سال دوری از ورزش و دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات جسمی، روحی و مالی، بخشی از مسیری بود که او پشت سر گذاشت. اما مطهری تصمیم گرفت به جای تسلیم شدن، دوباره از نو شروع کند. امروز او با پنج مدال طلا در رقابت‌های استانی و کشوری پارابیلدینگ و یک مدال طلای کاپ آزاد، هدف بزرگ‌تری در سر دارد: طلای جهان در هند، دریافت کارت حرفه‌ای و رسیدن به مسترالمپیا. خودش می‌گوید: «اگر نمی‌توانی بدوی، آرام برو؛ اگر نمی‌توانی راه بروی، سینه‌خیز برو، فقط به سمت مسیری که می‌خواهی حرکت کن.» محمدناصر مطهری متولد ۱۶ مهر ۱۳۷۰ در شهرستان زرند کرمان است. او پیش از ورود به دنیای بدنسازی، سابقه فعالیت حرفه‌ای در رشته‌های مختلف ورزشی از جمله هندبال، دوومیدانی و فوتبال را در کارنامه دارد. مطهری از سال ۱۳۹۱ به‌طور جدی وارد بدنسازی شد و پس از حادثه سال ۱۳۹۸، فعالیت خود را در رشته پارابیلدینگ ادامه داد.

از قهرمانی‌هایتان بگویید.
در کارنامه ورزشی‌ام دو مدال طلای مسابقات باشگاه‌های استان کرمان در دسته پارابیلدینگ، دو مدال طلای مسابقات کشوری پارابیلدینگ و یک مدال طلای کاپ آزاد باشگاه‌های شهرستان سیرجان را دارم؛ در مجموع پنج مدال طلای استان و کشور و یک طلای کاپ آزاد.
چه شد که وارد دنیای بدنسازی شدید؟
من از دوران کودکی بیشتر رشته‌های ورزشی را به شکل جدی و حرفه‌ای دنبال می‌کردم. از سال ۱۳۹۱ وارد ورزش بدنسازی شدم و این رشته به بخش مهمی‌از زندگی‌ام تبدیل شد.
پیش از شروع بدنسازی، ورزش چه جایگاهی در زندگی شما داشت؟
از همان دوران نوجوانی ورزش در زندگی من جدی بود. عضو تیم هندبال شهرستان زرند بودم و با سرمربیگری جناب حسن جعفری در مسابقات کشوری رامسر حضور داشتم.
در دوومیدانی هم قهرمان دو استقامت مدارس استان یزد و قهرمان دوی ۱۰۰ متر استان یزد شدم. همچنین سابقه عضویت در تیم فوتبال پایه‌های شهرستان زرند و تیم بزرگسالان شهرداری زرند را با سرمربیگری جناب سیستانی داشتم.
چه اتفاقی باعث شد با وجود شرایط جسمی، ورزش حرفه‌ای را ادامه دهید؟
سال ۱۳۹۸، درست زمانی که در اوج پیشرفت کاری و ورزشی بودم، تصادف کردم. چهار سال از همه چیز عقب افتادم. در آن مدت تمرکزم را روی سلامتی گذاشتم و با هزار و یک اتفاق و سختی جنگیدم.
کم‌کم و به لطف خدا دوباره به سمت ورزش برگشتم؛ به دو دلیل. یکی اینکه به رویای کودکی‌ام برسم و دوم اینکه ثابت کنم هیچ‌وقت هیچ چیزی نمی‌تواند مانع رسیدن انسان به آرزوهایش شود. باید باور کنیم که تحت هر شرایطی می‌توانیم به رؤیاهایمان برسیم.
اولین مسابقه حرفه‌ای‌تان را به یاد دارید؟
بله، خیلی خوب. یادآوری همان روزها برایم لذت‌بخش است. فکر می‌کنم تلاش‌هایی که از دوران کودکی داشتم، نتیجه‌ای است که امروز به آن رسیده‌ام.
اولین حضورم در یک مسابقه کشوری، مسابقات هندبال زرند در رامسر بود.
سخت‌ترین مرحله‌ای که برای رسیدن به قهرمانی پشت سر گذاشتید چه بود؟
واقعیت این است که سخت‌ترین شرایط برای من مشکلات مالی بود. بی‌پولی و تأمین هزینه‌های مسیر قهرمانی، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی بود که با آن روبه‌رو شدم.
وقتی برای نخستین بار روی سکوی قهرمانی رفتید، به چه کسی فکر می‌کردید؟
حس فوق‌العاده‌ای بود. اتفاقاً عکس آن لحظه را هم دارم که توسط عکاس‌ها ثبت شده است.
اما تنها کسی که آن لحظه در ذهنم بود، خدای یگانه بود؛ خدایی که من را به آنجا رساند.
برای رسیدن به این سطح، روزانه چقدر تمرین می‌کنید؟
روزانه حدود سه ساعت در باشگاه تمرین می‌کنم و در کنار آن، فعالیت‌های روزمره زندگی را هم دارم.
رژیم غذایی و سبک زندگی یک بدنساز قهرمان چگونه است؟
رژیم غذایی برای یک بدنساز، مثل روتین زندگی یک انسان است.
من همیشه می‌گویم رژیم مثل حل کردن نبات در یک لیوان چای است؛ باید آن را هم بزنی و تلاش کنی تا حل شود و در نهایت به چیزی که می‌خواهی تبدیل شوی.
رژیم غذایی، کلید طلایی یک بدنساز واقعی است؛ فوق‌العاده سخت و در عین حال شیرین.
بزرگ‌ترین چالش شما در تمرینات چیست؟
روزهایی که واقعاً هیچ حسی ندارم، خسته و نابودم، بزرگ‌ترین چالش من هستند. اما همان روزها هم تمرین می‌کنم و با تمرکز ادامه می‌دهم؛ چون می‌دانم ورزش تنها دلیل حال خوب من است.
آیا تا به حال شده بخواهید ورزش را کنار بگذارید؟
زیاد؛ خیلی زیاد. اما هر بار یک نشانه از سمت خدا به دلم افتاده که مبادا جا بزنم؛ چون هنوز در ابتدای راه هستم و به این ورزش بدهکارم.
روزی که خیلی‌ها فکر کردند ویلچر پایان مسیر شماست، چگونه همان ویلچر را به سکوی قهرمانی تبدیل کردید؟
من معتقدم ویلچر نه‌تنها پایان این مسیر و زندگی نیست، بلکه همه ما انسان‌ها به شکلی با هزار و یک اتفاق و حادثه تلخ روبه‌رو می‌شویم.
یکی خانواده‌اش را از دست می‌دهد، یکی عشقش را، یکی دچار قطع عضو می‌شود و هرکس به شکلی زخمی‌می‌شود. اما باید بدانیم که هیچ‌کدام از این اتفاقات الزاماً پایان مسیر نیست.
می‌شود دوباره جنگید و به رؤیاها رسید؛ حتی با جسم و روح زخمی.
برخورد مردم با شما در مسیر ورزشی‌تان چگونه بوده است؟
خدا را صدهزار مرتبه شکر می‌کنم که ما مردم کرمان این‌قدر خونگرم هستیم. وقتی از خانه بیرون می‌روم، هرجا که می‌روم، احساس می‌کنم در خانه خودم هستم؛ چون مردم ما فوق‌العاده‌اند.
من تا زنده‌ام تلاش می‌کنم برای مردم کرمان مدال طلا بیاورم و آن را به مردم شهرم تقدیم کنم.
آیا کسی به شما گفته «نمی‌توانی»؟
بله، بارها به من گفته‌اند نمی‌توانی. اما همان آدم‌هایی که گفتند نمی‌توانی، برای من تبدیل به انگیزه شدند که بیشتر تلاش کنم. حتی از آنها تشکر می‌کنم.
به نظر شما محدودیت واقعی بیشتر جسمی‌است یا ذهنی؟
من فکر می‌کنم هیچ‌کدام به تنهایی محدودیت مطلق نیستند. در کشور خودمان هم قهرمانان پارالمپیک و قهرمانان جهان داریم که ثابت کرده‌اند انسان می‌تواند از شرایط سخت عبور کند و به بالاترین سطح برسد.

حمایت خانواده چقدر در مسیر قهرمانی شما تأثیرگذار بوده است؟
من واقعاً مدیون خانواده‌ام هستم.
جا دارد از صمیم قلب از مادرم و برادرم مهران تشکر کنم؛ همدم و رفیق روزهای تلخ و شیرین من که هم برایم پدر بود و هم مادر.
همچنین از خانواده اژدری و پوربهاءالدینی تشکر می‌کنم که در این مسیر کنار من بودند.
نقش مربی‌تان در موفقیت شما چه بوده است؟
نقش مربی واقعاً بسیار تأثیرگذار است. من از سال ۱۳۹۲ با استاد معین رجائی کار کردم. ایشان سال‌ها برای من زحمت کشیدند و بدن من را به شکل سالم و بدون دارو پرورش دادند.
به من یاد دادند که یک ورزشکار و در کنار آن یک انسان، باید سالم ورزش کند و سالم زندگی کند.
از ایشان ممنونم و هرچه دارم، مدیون زحمات استاد معین رجائی هستم.
بزرگ‌ترین هزینه‌ای که برای رسیدن به رؤیایتان پرداختید چه بود؟
بزرگ‌ترین هزینه برای من، سپری کردن دوران رژیم و همچنین روزهای سخت بی‌پولی بود.
در حال حاضر بزرگ‌ترین هدف ورزشی شما چیست؟
هدف بزرگ من، کسب مدال طلای جهان در هند، گرفتن کارت حرفه‌ای و در نهایت رسیدن به جواز حضور در مسترالمپیاست.
اگر فردی با شرایط مشابه شما این مصاحبه را بخواند و ناامید باشد، چه حرفی برای او دارید؟
به او می‌گویم: من را ببین. درباره من و امثال من تحقیق کن. ببین که می‌شود.
اگر نمی‌توانی بدوی، آرام برو.
اگر نمی‌توانی راه بروی، سینه‌خیز برو.
فقط برو؛ به سمت مسیری که می‌خواهی.
اگر بخواهید داستان زندگی‌تان را در یک جمله خلاصه کنید، چه می‌گویید؟
«سرباز زخمی‌پارابیلدینگ استان کرمان.»
و سخن پایانی؟
تنها خواهشم این است که حمایت شوم. از مردم، مسئولان و همه کسانی که می‌توانند در این مسیر کنارم باشند، می‌خواهم حمایتم کنند تا بتوانم طلای جهان و جواز حضور در مسترالمپیا را به مردم کرمان تقدیم کنم.
این مدال فقط برای من نیست؛ می‌خواهم آن را به مردم کرمان تقدیم کنم؛ مردمی‌که همیشه به من انرژی و انگیزه داده‌اند.

اخبار مرتبط

نظرات

Comments are closed.



تبلیغات 1

تبلیغات 2