اخبار » پیشخوان
کد خبر : 18000
جمعه - 19 تیر 1405 - جمعه - 10 ژوئیه 2026 - 11:20
گفت‌و‌گو با «ایرج زنجانی» مرشد خوش صدا:

زورخانه جایی که صدا، روح می‌سازد

ایرج قرابیگ‌لی اهل زنجان و معروف به مرشد ایرج زنجانی، از چهره‌های شناخته‌شده و باسابقه ورزش زورخانه‌ای، می‌گوید ورودش به این مسیر کاملاً اتفاقی بود؛ اما همین اتفاق ساده، سرنوشت او را برای همیشه با ضرب، زنگ و نوای پهلوانی گره زد. او که بیش از سه دهه در این عرصه فعالیت کرده، معتقد است زورخانه تنها محل ورزش نیست، بلکه جایی برای تربیت جسم و جان است؛ جایی که شعر، موسیقی، اخلاق و حماسه در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. وی با نوار کاستی که حدود 20 سال پیش او ضبط شده و هم اینک بر روی بسیاری از کلیپ‌ها به عنوان هنرمند ناشناخته در فضای مجازی پخش شده است.

از سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش می‌گوید؛ سال‌هایی که ابتدا در رشته کشتی فعالیت داشت، اما یک اتفاق ساده مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. او روایت می‌کند که در یکی از روزهای بازگشت از تمرین کشتی، از کنار باشگاه و کوچه زورخانه عبور می‌کرد که صدای زنگ و ضرب توجهش را جلب کرد. همان لحظه، به دعوت پیشکسوتان محل وارد زورخانه شد و نخستین تجربه‌اش در این فضا رقم خورد؛ تجربه‌ای که بعدها به عشق و حرفه اصلی زندگی‌اش تبدیل شد.
مرشد ایرج می‌گوید: «از همان روز اول، دلبسته زورخانه شدم. چون از کودکی به موسیقی علاقه داشتم، احساس می‌کردم ریتم و ضرب با سلول‌های بدنم هم‌خوانی دارد. بدون اینکه استادی دیده باشم یا آموزش رسمی‌ببینم، کم‌کم با گوش دادن و تمرین، راه خودم را در این مسیر پیدا کردم.»
او توضیح می‌دهد که در آن سال‌ها نه امکانات امروز وجود داشت و نه ابزارهای ضبط و آموزش گسترده. نه موبایلی بود، نه فضای مجازی، و نه مسابقات متعدد و آزاد امروزی. با این حال، همین سادگی و صفا باعث شد نسل او با عشق بیشتری در زورخانه رشد کند. به گفته او، در آن دوران مسابقات محدود و پراکنده بود و هر استان تنها یک نماینده در برخی رشته‌ها داشت.

خاطره‌ای از کودکی و ثبت یک آرزو
مرشد ایرج زنجانی خاطره‌ای از ماه‌های رمضان در زنجان نقل می‌کند؛ زمانی که بچه‌های محله پس از افطار در شهر می‌چرخیدند و گاهی هم شیطنت‌ها و دعواهای کودکانه پیش می‌آمد. او می‌گوید روزی همراه دوستانش از بازار عبور می‌کرد و در همان مسیر، دوباره صدای زورخانه او را به سمت خود کشاند. به گفته او، درِ زورخانه‌ای که بعدها محل اصلی فعالیتش شد، همان‌جا به رویش باز شد؛ جایی که سال‌ها بعد به صورت حرفه‌ای در آن به مرشدی پرداخت.
با بچه‌ها چند نفری از پله‌ها بالا رفتیم و از دریچه نگاه می‌کردیم. کسی آمد بیرون و گفت: «بدو!» همه فرار کردند، اما من ماندم. گفت: «می‌خواهی تماشا کنی؟»
رفتم همان‌جا در دلم گفتم:
«خدایا، می‌شود یک روز جای این مرشد بنشینم؟»
آن مرشد بزرگ، مرحوم حاج اصغر فخوری بود. بعدها دقیقاً همان اتفاق افتاد. به این باور رسیدم که آرزوهای خالصانه ثبت می‌شوند.

آغاز حرفه‌ای و سال‌های تجربه
او از استادان و بزرگان بسیاری یاد می‌کند؛ از جمله مرحوم صادق چابک، صمد حدادی، حاج اصغر فخوری و دیگر پیشکسوتانی که به گفته او نقش مهمی‌در شکل‌گیری شخصیت ورزشی‌اش داشته‌اند. مرشد ایرج می‌گوید نخستین بار با کمک همین بزرگان، لنگ زورخانه را بست و وارد فضای رسمی‌این ورزش شد.
مرشد ایرج زنجانی پس از مدتی خدمت سربازی، دوباره به این مسیر بازگشت و فعالیت حرفه‌ای خود را ادامه داد. او می‌گوید حدود سی سال است که به طور مستمر در زورخانه‌ها ضرب می‌گیرد و در شهرهایی چون اصفهان، تهران، شیراز، خراسان و به‌ویژه کرمان فعالیت کرده است. به گفته او، حدود 17 تا 18 سال است که در کرمان حضور دارد و این استان را به‌دلیل مهمان‌نوازی، گرمی‌مردم و علاقه‌مندی به ورزش باستانی، دوست دارد.

ورود به کرمان
او درباره ورودش به کرمان نیز خاطره‌ای تعریف می‌کند. می‌گوید حدود 25 سال پیش برای مسابقات قهرمانی کشور به کرمان آمده بود و در همان سفر، به دعوت مرحوم حاج ناصر اسدی، پهلوان و از چهره‌های دوست‌داشتنی این ورزش، پایش به کرمان باز شد. مرشد ایرج با احترام فراوان از حاج ناصر یاد می‌کند و او را انسانی وارسته، مهمان‌نواز و عاشق حقیقی ورزش باستانی می‌داند. به گفته او، همین آشنایی سبب شد سال‌ها در کرمان بماند و در کنار پهلوانان این شهر فعالیت کند.

قطعه‌ای که ماند
مرشد ایرج زنجانی درباره قطعه معروف «تک و تنها» که با نام او شناخته شده نیز توضیح می‌دهد و می‌گوید این اثر ابتدا به‌صورت ضرب و خوانش زورخانه‌ای اجرا شده و بعدها در نقاط مختلف کشور بازتاب پیدا کرده است. او می‌گوید این قطعه نخستین‌بار در زورخانه حاج عباس حیدریان در زنجان، با دستگاه ساده واکمن ضبط شد و بعدها به‌صورت گسترده در کلیپ‌ها، روایت‌ها، برنامه‌های جبهه و آثار مرتبط با شهدا و تفحص مورد استفاده قرار گرفت.
او تاکید می‌کند که این اثر، نتیجه انتخاب و لطف خدا بوده و خودش را تنها مجری آن می‌داند: «خیلی‌ها این قطعه را خواندند، اما قرعه به نام من افتاد. شاید چون به دل نشست و ماندگار شد.»

حس مرشدی
مرشد ایرج زنجانی در ادامه از جایگاه شعر در زورخانه می‌گوید و معتقد است که مرشد فقط ضرب‌گیر نیست، بلکه باید روح ورزش را هم بشناسد. او می‌گوید استفاده از اشعار مذهبی، عرفانی و حماسی، زورخانه را از یک فضای صرفاً ورزشی فراتر می‌برد و به آن رنگ معنویت می‌دهد. به باور او، شعرهای مولانا، شمس، حافظ، سعدی و نیز اشعار مذهبی مربوط به امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع)، بیشترین اثر را بر روح ورزشکار و تماشاگر می‌گذارند.
او می‌گوید: «مرشد خوش‌صدا و باسواد، انرژی خاصی به گود می‌دهد. وقتی ضرب با شعر خوب همراه می‌شود، حال و هوای ورزش عوض می‌شود. ورزشکار فقط تمرین نمی‌کند، بلکه از نظر روحی هم بالا می‌رود.»
مرشد ایرج در بخش دیگری از گفت‌وگو، زورخانه را ورزشی دو‌بُعدی توصیف می‌کند؛ ورزشی که هم جسم را می‌سازد و هم روح را صیقل می‌دهد. او می‌گوید مرشد خوب باید علاوه بر صدا و ریتم، فهم شعر، تجربه، اخلاق و شناخت فضای گود را هم داشته باشد. به اعتقاد او، مرشد در زورخانه «عمود خیمه» این ورزش است و اگر او نباشد، بسیاری از زیبایی‌های این آیین از بین می‌رود.

نگاه به امروز و فردا
او می‌افزاید که زورخانه در سال‌های اخیر پیشرفت زیادی داشته و برخلاف گذشته، امروز قشر تحصیل‌کرده هم به آن روی آورده‌اند. به گفته او، تبلیغات، حضور رسانه‌ها، حمایت برخی چهره‌ها و ثبت این ورزش در فضای رسمی، باعث شده نگاه جامعه به زورخانه تغییر کند. مرشد ایرج می‌گوید در گذشته برخی خانواده‌ها از فرستادن فرزندانشان به زورخانه نگران بودند، اما امروز فرزندان دکتر، مهندس و تحصیل‌کرده‌ها هم وارد این مسیر شده‌اند.

حضور بانوان
او همچنین درباره حضور بانوان در برخی فضاهای مرتبط با ورزش زورخانه‌ای در کرمان اظهار نظر می‌کند و می‌گوید این ورزش متعلق به انسان است و نباید با نگاه محدودکننده به آن نگریست. هرچند تاکید می‌کند درباره جزئیات این موضوع نظری قطعی نمی‌دهد، اما معتقد است اگر شرایط و چارچوب‌ها رعایت شود، اصل همراهی و علاقه‌مندی مهم‌تر از جنسیت است.
مرشد ایرج زنجانی از شاگردان و همراهانش هم یاد می‌کند و می‌گوید چند نفر را در کنار خود آموزش داده تا در آینده راه او را ادامه دهند. او تاکید دارد که «مرشدی» با «ضرب‌زدن» فرق دارد و کسی که می‌خواهد وارد این مسیر شود، ابتدا باید ورزشکار خوبی باشد، بعد به سراغ مرشدی برود.

آرزوی مرشد
در پایان، مرشد ایرج زنجانی آرزویش را این‌گونه بیان می‌کند: تا زمانی که نفس دارد، بتواند بر سر پا بماند، ضرب بگیرد و در خدمت زورخانه باشد. او با خواندن بیت معروفی از پوریای ولی گفت‌وگو را به پایان می‌برد:
«افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است»