ترس، تنها دیواری است، که جلوی آرزوهایت را میگیرد
حضور بانوان در حرفه رانندگی خودروهای سنگین، هنوز برای بسیاری غیرمنتظره است؛ اما زنانی هستند که با علاقه، پشتکار و اعتماد به تواناییهای خود، این مسیر دشوار را انتخاب کردهاند. طیبه محمدی، راننده کامیون، یکی از همین بانوان است که با وجود سختیهای این حرفه، عشق به رانندگی را به واقعیت تبدیل کرده و امروز با افتخار در ناوگان حملونقل جادهای کشور فعالیت میکند. او در گفتوگو با یزدان کرمان از تجربههای خود، چالشهای رانندگی، حمایت خانواده و آرزوهایی که به حقیقت پیوستهاند، میگوید.
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
طیبه محمدی هستم، راننده کامیون و دارای گواهینامه پایه یکم، کارت مهارت حمل بار، کارت هوشمند و کارت سلامت.
– چه مدت است رانندگی کامیون را انجام میدهید؟
حدود هفت سال پیش، نخستین تجربه رانندگی با کامیون را در کنار همسرم آغاز کردم. از سال ۱۴۰۲ نیز بهصورت مستقل و با آرامش، دقت و اعتمادبهنفس، بهعنوان راننده در ناوگان حملونقل جادهای فعالیت میکنم.
اولین روز رانندگیتان چگونه بود؟
تجربه رانندگی با دو خودروی سنگین را داشتهام؛ تریلی حمل سوخت شرکت نفت که متعلق به همسرم است و کامیون کمپرسی ۱۹۲۴ که متعلق به خودم است. نخستین رانندگی من در مسیر کرمان-رفسنجان با تریلی حمل سوخت بود. طبیعتاً رانندگی با این وسیله حساسیت و دقت بیشتری میطلبید، اما با توکل به خدا توانستم آن را بهخوبی هدایت کنم. پس از آن نیز افتخار رانندگی در مسیرهای مختلفی از جمله سیستان، ساری، مشهد، شاهرود، مازندران، بندرعباس و دیگر شهرها را داشتهام.
در خانواده یا اطرافیان، از همان ابتدا همراهی دیدید یا مخالفت هم وجود داشت؟
بزرگترین مشوق و الگوی من همسرم بود. از حمایتهای او واقعاً سپاسگزارم. به اعتقاد من، همسرم یکی از بهترین و کاملترین رانندگان کامیون است و نقش مهمیدر رسیدن من به این جایگاه داشته است.
بزرگترین انگیزه شما برای انتخاب این شغل چه بود؟
از دوران کودکی، در نقاشیهایم همیشه بالن، هواپیما یا کامیون میکشیدم. همیشه با خودم میگفتم باید روزی یکی از این آرزوها را تجربه کنم. همین رؤیای کودکانه بعدها به علاقهای عمیق نسبت به رانندگی تبدیل شد.
چه سختیهایی باعث شد ادامه دهید و چه چیزی دلگرمتان کرد؟
این شغل سختیهای زیادی دارد. بارها از من پرسیدهاند که «نمیترسی؟» یا «از بزرگی کامیون خسته نمیشوی؟» اما وقتی علاقه وجود داشته باشد، هیچ کاری غیرممکن نیست. به نظر من، ترس تنها دیوار محکمیاست که جلوی رسیدن انسان به آرزوهایش را میگیرد.
تاکنون حادثهای هم داشتهاید؟
خدا را شکر تا امروز هیچ حادثهای که منجر به خسارت شود، نداشتهام.
مهمترین مهارتهای یک راننده کامیون از نظر شما چیست؟
مهمترین ویژگی یک راننده، چه زن و چه مرد، ادب، نزاکت و صبوری است. این سه ویژگی باعث میشود راننده از بسیاری از تنشها و درگیریهای ذهنی دور بماند. پس از آن نیز دقت در رانندگی و مهار صحیح بار اهمیت زیادی دارد.
چه نکاتی را در جاده بیش از همه جدی میگیرید؟
ایمنی مهمترین اصل است. پیش از هر سفر، آب، روغن، باد لاستیکها، سلامت چراغها و دیگر موارد فنی را بررسی میکنم. رعایت سرعت مجاز و برنامهریزی درست برای سفر نیز باعث میشود مسیر با آرامش و بدون حادثه طی شود.
اگر کامیون در جاده دچار نقص فنی شود، میتوانید آن را تعمیر کنید؟
اگر در نقطهای دور از امکانات باشم، طبیعتاً انجام تعمیرات اساسی برای یک خانم دشوار است؛ اما تعمیرات جزئی و تعویض برخی قطعات را انجام میدهم. البته همیشه قبل از حرکت، کامیون را بهطور کامل بررسی میکنم تا احتمال خرابی به حداقل برسد.
به عنوان یک زن راننده، بیشتر با چه قضاوتهایی روبهرو شدهاید؟
متأسفانه بانوان در این حرفه کمتر دیده شدهاند، اما وقتی یک زن توانایی انجام چنین کاری را در خود ببیند، دیگر قضاوت دیگران برایش اهمیت چندانی ندارد. البته در ایستهای بازرسی و میان همکاران، بیشتر با احترام برخورد شده است، هرچند گاهی نگاههای متفاوتی هم وجود داشته است.
برخورد همکاران مرد یا مشتریان با شما چگونه بوده است؟
همکاران و همچنین افرادی که در مقصد بار را تحویل گرفتهاند، همیشه برخوردی محترمانه با من داشتهاند و این رفتار برایم ارزشمند و مایه افتخار است.
چه توصیهای به دخترانی دارید که میخواهند وارد این حرفه شوند؟
به بانوانی که علاقهمند به رانندگی خودروهای سنگین هستند، میگویم هیچ کاری غیرممکن نیست. اگر علاقه و پشتکار داشته باشید، روزی میرسد که آرزوهایتان به ثمر مینشیند.
از نظر شما مهمترین چالش این حرفه چیست؟
مشکلات رانندگان کم نیست؛ از هزینههای سنگین بیمه، گرانی روغن و تعمیرات گرفته تا کیفیت پایین لاستیکها که گاهی روکش و غیراستاندارد هستند و خطرات زیادی ایجاد میکنند. صفهای طولانی سوخت نیز فشار روحی زیادی به رانندگان وارد میکند. علاوه بر این، وضعیت نامناسب برخی جادهها، بهویژه مسیر بم-کرمان، خسارت زیادی به خودروها وارد میکند و امیدوارم مسئولان توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند.
خاطرهای از جاده دارید که هیچوقت فراموش نکنید؟
یکی از بهترین خاطراتم مربوط به اوایل یادگیری رانندگی است. در مسیر شاهرود به دامغان، همسرم بسیار خسته بود. از او خواستم کمیاستراحت کند. با وجود نگرانی از تازهکار بودن من، به خواستهام احترام گذاشت و استراحت کرد. من پشت فرمان نشستم و بدون اینکه متوجه شود، تا نزدیکی یزد رانندگی کردم. وقتی بیدارش کردم، باورش نمیشد این مسیر طولانی را یکنفس رانده باشم. این خاطره همیشه برای هر دوی ما شیرین و ماندگار است.
اگر بخواهید یک روز متفاوت از زندگی کاریتان را روایت کنید، کدام روز را انتخاب میکنید؟
روزهای کاری برای من تقریباً برنامه مشخصی دارند؛ اما بهترین لحظهها زمانی است که میتوانم باعث خوشحالی دختر و پسرم شوم؛ چه در امور درسی، چه در زندگی شخصی و چه در سفرهای خانوادگی.
درآمد و شرایط کاری را چگونه ارزیابی میکنید؟
این شغل سختیهای زیادی دارد، اما معتقدم خدایی که روزی میدهد، برکت هم میدهد. تا امروز نیز همین باور را در زندگیام تجربه کردهام. همانطور که میگویند: «هر که بامش بیش، برفش بیشتر.»
چگونه میان کار و زندگی شخصی تعادل برقرار میکنید؟
از همان ابتدا برای این موضوع برنامهریزی داشتم. هر زمان قرار باشد به سفر بروم، از شب قبل تمام کارهای خانه، از جمله آشپزی، خرید و نظافت را انجام میدهم. همیشه معتقدم مسئولیت خانه در اولویت است و پس از آن به کارم میپردازم.
حرف پایانی؟
در پایان، خداوند را شاکرم که این توانایی را به من عطا کرده است. تا زمانی که خدا بخواهد، از این شغل احساس خستگی نخواهم کرد. برای همه همکارانم آرزوی سلامتی، خیر، برکت و روزی حلال دارم. همچنین از نشریه «یزدان کرمان» صمیمانه سپاسگزارم که بخشی از صدای بانوان فعال در این حرفه سخت و ارزشمند را به گوش جامعه میرساند.