رفتن به بالا

راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

تعداد اخبار امروز : 1 خبر


  • چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۱
  • الأربعاء ۹ ربيع أول ۱۴۴۴
  • 2022 Wednesday 5 October
«نفس میرزازاده» نونهال ورزشکار و شاعر آینده دار کرمانی:

قراره بارون ببارد

فاطمه محمدی

نفس میرزازاده نونهالی که در مسابقات دو صحرا نوردی بانوان استان کرمان کوچکترین ورزشکار بود که با 7 سال سن توانست از خط پایان مسابقه رد شود و حالا کسب مقام اول در فستیوال سفیران سلامت بین مدارس استان کرمان بهانه ای دیگر شد برای گفتگو دوباره با وی که در ادامه می‌آید:

از نفس پرسیدم چطور شد شاعر شدی؟
گفت وقتی بابام شعر می‌گفت کنارش مـی‌نـشـسـتـم و بــه شعرهایش گوش می‌دادم و یاد می‌گرفتم و من هم شعر می‌گفتم، پدرم یک کتاب شعر به چاپ رسانده و یکی دیگر در دست نوشتن دارد.

بخشی از شعرت را برای ما می‌خوانی؟
قراره بارون ببارد
از هیاهوی پرنده‌ها فهمیدم
تو را به قطره‌های باران قسم
به نفس بچه خرگوش‌ها
به ساز نسیم
دل زمین را نشکنیم
زمین با من هورا هورا می‌دود،
هوا پر از عطر شکوفه باران شده،

ازش پرسیدم چرا شعر؟
شعر را دوست دارم.
این مسابقه ای که شرکت کردم در مورد محیط زیست بود و اکثرا نقاشی کشیده بودند و فقط من بودم که شعر گفته بودم و مقام اول فستیوال سفیران سلامت را در بین مدارس کسب کردم و اشعارم برای چاپ در کتاب سال انتشارات بابان انتخاب شد.


تقدیر سرکار خانم سخی مدیر دبستان نوین از نفس

از علاقه اش و نحوه انتخاب رشته دو و میدانی پرسیدم؟
در یک خانواده ورزشکار زندگی می‌کنم که بابام قهرمان چهار دوره آمادگی جسمانی در استان کرمان هستند که همیشه مشوق من هستند و به پیشنهاد بابام تست دو و میدانی دادم که موفق شدم و زمینه ورزش دو و میدانی هم این هستش که در طبیعت و صحرا همیشه در حال دویدن هستم و زمین با من هورا هورا می‌دود .
در دوی صحرانوردی قهرماني استان کرمان به میزبانی شهرستان جیرفت هم 3 کیلومتر بدون خستگی دویدم و مقام قهرمانی در رده نونهالان را کسب کردم.

دوست داری در آینده چه کاره شوی؟
دوست دارم قهرمان المپیک بشوم و در آینده معلم ورزش شوم.

از تمریناتت بگو؟
هفته ای 3 روز در هفته تمرین می‌کنم و 8 یا10 دور، دور پیست با نظر مربی ام خانم جبریه می‌دوم.

چه کسانی برای این قهرمانی از شما تجلیل کردند؟
فقط مدرسه نوین، هیات دو و میدانی استان کرمان و طبیعت خودش از من تقدیر می‌کند.

سخن پایانی :
من به جای بازی با گوشی بیشتر وقت خودم را به ورزش می‌پردازم و این را به همسن و سالان خودم توصیه می‌کنم و در آخر شعری برای پدر بزرگم (باشو) سروده ام که برایتان می‌خوانم:
صبح با دود نخل‌ها بیدار می‌شوم
باشو زودتر از خورشید بیدار شده
لبخندش زیباتر شده
درختان نخل نیازی به مترسک ندارند
چون دلشان دریاست مثل دل باشو
خونه پر از عشقش

اخبار مرتبط

نظرات



تبلیغات کوچک

تبلیغات 300 در 200